کرج، یکی از کلانشهرهای ایران و همچنین مرکز استان البرز است.

جمعیت این شهر برپایه سرشماری سال ۱۳۹۵ برابر ۲/۷۱۵/۴۰۰ نفر بوده است که از این جهت پس از شهرهای تهران، مشهد، اصفهان و تبریز، پنجمین شهر پرجمعیت ایران به شمار می رود. این شهر پس از تهران بزرگترین شهر مهاجر پذیر ایران است.

کرج در ۳۶ کیلومتری غرب تهران و در کرانه غربی رود کرج در دامنه جنوبی رشته کوه البرز قرار گرفته است.

این شهرستان از شمال به استان مازندران، از جنوب به شهرستان شهریار و استان مرکزی، از غرب به شهرستان ساوجبلاغ و استان قزوین و از شرق به شهرستان تهران محدود است.

جلگه پهناور کرج با ارتفاع متوسط ۱۳۲۰ متر از سطح دریا در مسیر راه ارتباطی وسیله های نقلیه حامل کالاهای وارداتی و صادراتی از مرز ترکیه و آذربایجان به مقصد تهران و برعکس است.

کوههای البرز استان مازندران و کرج را از هم جدا کرده است.دهستان کرج در میان دره های پر پیچ و خم البرز و در اطراف جاده چالوس قرار دارد. از تونل کندوان تا شهرستان اشتهارد ، حوزه فرمانداری کرج را تشکیل می دهد.

حوزه فرمانداری کرج در سال ۱۳۳۷ برای جمعیتی در حدود ۵ هزار نفر و با وسعتی در حدور ۵۸۳۰ کیلومتر مربع بنیان نهاده شد.

این شهرستان تا ۱۳۶۸ دارای چند بخش شامل: مرکزی، شهریار، رباط کریم، ساوجبلاغ، اشتهارد به شهرستان،پنج بخش از آن جدا شد و هم اکنون شامل بخش مرکزی و شش دهستان است.

کرج مدتی جزو مازندران و زمانی بخشی از ری بوده و گاهی از روستا های طالقان اشتهارد و نظر آباد بود، ولی پس از تبدیل بخشهای شهریار، رباط کریم، ساوجبلاغ، اشتهارد به شهرستان ،پنج بخش از آن جدا شد و هم اکنون شامل بخش مرکزی و شش دهستان است.

کرج مدتی جزو مازندران و زمانی بخشی از ری بوده و گاهی از روستا های طالقان یا شهرستانک محسوب می شد. تا پیش از حمله مغول، رفت آمد کاروانها بیشتر از راهی بود که از طریق سگزآباد و شهریار به ری می رفت.

از این دوره به بعد از راه قزوین-کرج-ری اهمیت بیشتری یافت،ولی اهمیت کرج در دوره صفوی به دلیل قرار گرفتن سر راه قزوین به تهران و تبریز بیشتر شد و کاروانسراها، پلها و قلعه های ایجاد شده در حاشیه این جاده به آن هویت بخشید.

“مقدسی” در سده چهارم هجری قمری از کرج به مثابه یکی از روستاهای ری نام برده است.درآغاز سده هفتم هجری قمری “یاقوت حموی” نیز کرج را تابع ری دانسته است.

“حمدالله مستوفی” در سده هشتم هجری قمری کن و کرج را از ولایتهای تابع طالقان بر می شمارد و در ذکر رودخانه های عراق عجم از کوهرود نام می برد که ویژگیهای آن به طور دقیق قابل تطبیق با رودخانه کرج است.

در سده های میانه اسلام و پس از آن به ویژه در عهد آخرین پادشاهان صفوی که تهران مورد توجه قرار می گیرد و به احتمال فراوان کاروانسرای صفوی کرج قابل انتساب به همین دوره است.

در دوره قاجاریه کرج به علت همجواری با پایتخت و قرار گرفتن سر راه ارتباطی سلطانیه و تبریز مورد توجه فتحعلی شاه قرار گرفت و اوکاخ سلیمانیه را درانجا ساخت.

در همین دوران سپاهیان زیادی از منطقه عبور کرده و یاداشتهایی از خود برجای نهاده اند.

در این دوره کرج قسمتی از راه اصلی تهران-قزوین شناخته می شد.

اما در سفرنامه های غربی و فارسی کمتر از این مکان یاد شده است.

کرج از واژه “کراج”به معنای بانگ و فریاد است. زیرا در تپه آتشگاه و کوههای کلاک و “قلعه دختر” شهرستانک  و ” بز قلعه” اشتهارد در روزهای تابستان برای خبر رساندن و دیده بانی آتش افروزی می شد و در موقع جنگ بدین وسیله از هجوم دشمنان با خبر می شدند . در آن روزگار ممکن است نام کرج،کراج بوده باشد در فرهنگ نفیسی کرج به معنای گوی، گریبان، چاک و شکاف آمده و آن رودخانه ای است که در کوههای شمال غربی ری جاری است و بلوک شهریار ساوجبلاغ را مشروب می سازد و نام دهی است در کنار این رودخانه که پادشاهان قاجار در آنجا بنا ها و قصرهای عالی برپا کرده اند ، همچنین، در کتابهای مختلف آمده که لفظ کرج از کلمه کرژ به معنای کوهپایه است.

کرج در محدوده خیابانهای کشاورز و مصباح، روستایی تابع بخش ساوجبلاغ تابع حوزه۱۹ تهران و مرکز ادارای و تجاری آن گاهی تهران، برغان، کردان و هشتگرد بود. سپس شهر کرج تابع شهرستان تهران شد و نمایندگانی های اداره های مرکزی به رتق و فتق کارهای آن می پرداختند.

این شهرستان با جهشی سریع از دوره روستایی و شهری گذشت و منطقه بسیار وسیعی را در برگرفت.اشتهارد، شهریار، طالقان، ساوجبلاغ، کوهپایه و بخش حومه تابع استان تهران، همگی جزو قلمرو کرج به حساب می آمدند.

پس از انقلاب اسلامی، با گسترش سریع و افزایش جمعیت و پیدایش قطبهای جاذبه ای، کرج به چندین شهرستان و منطقه تقسیم شد، که اکنون هر کدام از آنها به یک شهرستان و بسیاری از روستاهای اطراف خود به شهر و شهرکهایی تبدیل شده اند.

کرج

محدودهای که امروز کرج بزرگ (شهر کرج) نامیده می شود، در گذشته شامل روستاهایی تابع حوزه کن،شهرستان شمیران، ساوجبلاغ و شهریار بوده و کلاک، سرجوب،حصار،  وسیه،  باغ پیر، بیلقان، حسین آباد بیلقان، علی آباد پر گیریگ، تپه مرادآباد، بیدستان، صحرای ویان، جواد آباد، نهر رستم، دره دروا، حسن آباد، حاجی آباد، صوفی آباد وهر جرد (ورگرد)، دلمبر، حیدر آباد، میان جاده، شنبه دژ، نوزمین، سیاه کلان، کسین، کارخانه قند، حسین آباد مهرشهر، پیشاهنگی، گلدشت، جو مردآباد، سرحد آباد ، آسیاب برجی، سر آسیاب، ده کرج، حسین آباد راه اهن، شهر صنعتی، اطراف امامزاده طاهر و امامزاده حسن، باغ فلاحت و مناطق دیگری که در سالهای نزدیک در محدوده شهر کرج قرار گرفته را دربر می گرفت.

در سال ۱۳۸۹ خورششیدی ، پس از تصویب مجلس شورای اسلامی، شهرستان کرج همراه با سه شهرستان دیگر استان البرز را تشکیل دادند.

برپایه بررسیهای سال ۱۳۸۷ خورشیدی،کلانشهر کرج در آن سال دارای ۶۸۰ هکتار بافت فرسوده شهری بوده است.

از محله های قدیمی کرج که ساکنان اصیل و بومی دارند، می توان به محله های مصباح، حاجی آباد، جواد آباد ، آسیاب برجی،حصارک،میان جاده،حصار،کمال آباد،کلاک،کردان و سرحد آباد و روستاهای اطراف جاده چالوس تا محدوده تونل کندوان اشاره کرد. گوش بومی کرج که به گویشهای ایرانی منطقه های شمالی تر همانندی دارد، در این محله ها رواج داشته است.

اشتهارد

اشتهارد، شهری است خشک و کویری در ۱۰۰ کیلومتری تهران و ۶۳ کیلومتری کرج، این شهر علاوه بر شهر قدیمی اشتهارد ، دارای مجموعه صنعتی بزرگی به نام شهر صنعتی اشتهارد است.

اشتهارد، در ۲۲ و ۵۰ طول شرقی و ۴۳و ۳۵ عرض شمالی قرار گرفته با شهر تهران ۱۰۰ کیلومتر و با شهر کرج ۶۳ کیلومتر فاصله دارد.

این شهر در منطقهای به نسبت کویری با آب و هوای همیه خشک واع شده است. مساحت ان تجاوز از ۸۰۰ کیلومتر مربع است و در مسیر تهران به استانهای غربی اسران قرار دارد و مطابق اخرین سرشماری، جمعیت آن ۲۵۰۰۰ نفر است.

این شهر از طرف شمال به ارتفاعهای “حلقه دره” و محدوده شهرستان نظر آباد و از طرف جنوب به ارتفاعهای “قزل باش” و محدوده شهر ملارد و از طرف شرق به رودخانه شور و محدوده شهر کرج و از طرف غرب به محدوده شهر بوئین زهرا محدود می شود.

شهرداری اشتهارد در سال ۱۳۳۱ تاسیس شده است.  به نظر برخی نام اشتهارد از دو بخش “اشتا”  Eshta)) به معنای ایستادن و “ارد” همان (arta) در زبان پهلوی به معنای مقدس است. بنا براین ترکیب دو واژه “اشت” و “ارد” می شود سکونتگاه مقدس.

نظر دیگر این است که اشتهارد در اصل “اشته ده”، یعنی ده شما بوده که به مرور زمان و ابدال حروف،اشتهارد نامیده شده است.

همچنین،گفته می شود که نام اشتهارد در اصل “اشترده” بوده که به صورتی است از وازه ” استرده” وسترده” به معنای صاف و هموار و بی درخت.

مردم اشتهارد بیشتر نام شهرشان را ” اشتارد” تلفظ می کنند که معنای آن برای عموم مردم شناخته است.

نام اشتهارد،یا درستش اشتارد، باید از اشتار که در پهلوی به معنای خنجر است و حرف “د”که مخفف ده است،ترکیب شده باشد. یعنی روستایی که محل خنجر سازی است.

با توجه به اشیای عتیقه ای که از زیر خاکهای “دیده بان” با خط کوفی و غیره به دست آمده، به نظر می رسد که روستای اشتهارد از سده های دوم و سوم وجود داشته است.

بعضی از مردم اشتهارد عقیده دارند که این سرزمین در گذشته تبعید گاه بوده است.

اشتهارد دارای چندین اثر تاریخی ارزشمند است که تعدادی از آنها در سازمان میراث فرهنگی به ثبت رسیده است.

طالقان

شهرستان طالقان، به مرکزیت شهر طالقان، یکی از شهرستانهای استان البرز ایران است.ناحیه طالقان زیستگاه حیات وحش و گونه های متنوع گیاهی است که واجد ارزشهای تفرجگاهی اند .ناحیه طالقان به غیر از اثرهای ارزشمند طبیعی که در خود جای داده است،مکانهای زیارتی و تاریخی ارزشمندی نیز دارد که بر جاذبه های آن می افزایند.

شاهرود، رگ حیاتی این سرزمین دیر پا است که از کوهپایه های شرقی آغاز می شود و با طولی نزدیک به ۱۰۵ کیلومتر به غرب می رود. این شریان آبی بیش از ۱۵ رودخانه کوچک و بزرگ منطقه را که از چشمه سارها و برفابهای سرچشمه می گیرند.

همراه خود تا سپید رود می برد تا با آبهای قزل اوزن آمیخته و راهی دریای خزر شود. دوآبشار در روستاهای اوچان و جورستان و همچنین آبشارهای دیگری در هر کدام از روستاهای  اورازان،کره کبود،عسلک  و لمبران (نام سه کوچ) و یک چشمه آب شرب معدنی در جوستان قرار دارد که دو چشمه معدنی ذکر شده از نقاط تفرجی طالقان محسوب می شوند.

بنا بر سرشماری مرکز آمار ایران،جمعیت شهرستان طالقان در سال ۱۳۸۹ برابر با ۲۶۰۰۰ نفر بوده است .

طالقان از حدود ۸۰ روستا تشکیل شده است.

مساحت منطقه طالقان حدود ۱۲۰۰ کیلومتر مربع است و در ۳۶ درجه و ۱۲ دقیقه عرض شمالی و ۵۰ درجه و ۴۷ دقیقه طول شرقی در شمال غرب شهر تهران قرار دارد.

دهخدا ریشه طالقان را تلکان دانسته است،وی می نویسد” صاحب انجمن آرا ، طالقان را معرب این کلمه دانسته اند .

تالکان و تلکان، نام دو ولایت است، یکی در خراسان و دیگری در حوالی شهر قزوین که نخست تلک، که سنگی است سفید و براق و معرب ان طلق، در انجا یافته شد.

بنا براین،این نام یافت و طالقان معرب آن است،(کذا فی القاموس)

نظرآباد

نظرآباد،شهرستانی است در استان البرز که در نزدیکی شهرستان ساوجبلاغ قرار گرفته است .مرکز این شهرستان ،شهر نظرآباد است که از سال ۱۳۸۲ به شهرستان تبدیل شد.آب و هوای این شهرستان برای کشاورزی مناسب است.

طبق آخرین سرشماری رسمی سال ۱۳۸۹،این شهرستان بیش از ۱۴۸۰۰۰ نفر جمعین دارد.

شهر صنعتی سپهر در جنوب آن و شهر صنعتی نظرآباد در شرق شهر صنعت  سپهر واقع شده است.

ساوجبلاغ

ساوجبلاغ، یکی از شهرستانهای استان البرز است.جمعیت این شهرستان برطبق آمارگیری جامع سال ۱۳۸۹ و ۲۱۵۰۰۰ نف بوده و مرکز ان شهر هشتگرد است.

شهرستان  ساوجبلاغ با وسعتی معادل ۸۰۰/۲ کیلومتر مربع در شمال استان البرز در عرض شمالی ۳۵/۴۵ تا۳۲/۵۰و طول شرقی ۳۵/۴۵ تا ۵۰/۵۵ واقع شده استاین شهرستان از شرق  به کرج،از جنوب به اشتهارد، از غرب به آبیک و از شمال به نوشهر و الموت قزوین منتهی می شود.

ساوجبلاغ دارای ۴۴۷ پارچه ابادی،مکان و مزرعه است ساوجبلاغ به سه ناحیه کوهستانی، کوهپایه ای و دشتی تقسیم می شود و ۲۵ درصد کل مساحت این شهرستان ناحیه کوهستانی است.

نام ساوجبلاغ ترکی و به معنای ” چشمه آب سرد” این شهرستان دارای روستا های زیادی است و محصولهای کشاورزی فراوانی دارد.

میوه گیلاس آن ، به ویژه گیلاس روستای فشند و آردهه، کیفیت بالایی دارد.

حمدالله مستوفی در کتاب نزهه القلوب درباره ساوجبلاغ می نویسد:” ساوجبلاغ” ولایتی است که در اوان سلاجقه مال به ری می داده و در عهد مغول سوی شده، هوایی به غایت خوب دارد.

اکثر آبش از قنوات است،میوه و غله بسیار می باشد و نانش در غایت نیکویی و حقوق دیوانی او دوازده هزار دینار مقرر است و مردم انجا چون اکثر صحرا نشیند،مقید به مذهب نیستند و از اعظم قرای آجاچون اکثر صحرا نشینند،مقید به مذهب نیستند و از اعظم قرای آنجا خرداد(خروا) و نجم آباد و سقز آباد است و سقزآباد سادات آلی نسب اند .

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست